X
تبلیغات
سکوت سرمه ای

چهل تیرگی از پرکشیدن پدر گذشت

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 و ساعت 13:45 |
مرا بخوان 

مرا که شعری از گذشته ام .

صدای تو 

صدای نوبرانه ی پدر 

میان کودکانه های آفتابی من است 

پرنده شو

وبگذر ازمیان سنگ ها،

درنگ ها.

مرا رها کن از حدودتیرگی

مرا ببر به باغ رنگ ها.

صدای تو 

صدای از بهارهای دیگری است 



صدای تو کبوتری است 

که از بهشت می رسد به گوش چشم من

......................................................................................


 نشان ماهی سیاه کوچولو


http://ketabak.org/khabar/node/4038




 


 


+ نوشته شده توسط سودابه امینی در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 و ساعت 14:56 |

تاشمیم شاپرک درپونه ها

http://www.ettelaat.com/etiran/?p=37864

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در یکشنبه ششم بهمن 1392 و ساعت 12:56 |
 برای صدیف

ای بلور بوسه های آسمان

روی موج آبی صدف،

درقیامت نجف چه می کنی؟

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در سه شنبه هفدهم دی 1392 و ساعت 16:38 |

تقديم به اعضاي عزيز کانون درمرکزابوموسي که به من افتخار دادند و "فصل آهو وکبوتر" را خواندند وتصويرسازي کردند :

http://kanoonnews.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=180&Id=225647



ترانه هاي نوجوان من !


ترانه هاي روشن وطن
 !

 
سلام ،



صدف ،صدف درخشش محبت شماست 

 


که شعرهاي تازه ي مرا 

 
به کيميا رسانده است .



جوانه هاي نو به نو !

 
که در کرانه های آبی خليج فارس

              مي دميد ،

و درمقابل 

 
نگاه پرستايش جهان



بدل به شاخه هاي آسمان ؛

بدل به سرو سرفراز مي شويد .

 

خجسته باد نام تان ،

 

که پرچم سه رنگ عشق ؛

 
از طلوع سبز دست هاي تان  
         

 به اوج می رود . 


+ نوشته شده توسط سودابه امینی در یکشنبه پانزدهم دی 1392 و ساعت 13:4 |

 

 

 

 

فانوسی در پیرهن دارد 

ومهتابی در کجاوه

 

آن  که درلابلای سطرهای  قرآن

گام برمی دارد

 حسین(ع) است

و آن که درکربلا شمشیر می زند

 قرآن .

 

 

...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در شنبه نهم آذر 1392 و ساعت 14:20 |

 

لیلاقیطرانی تصویرگری تهمینه رابه پایان رساند .روز چهارشنبه هفته گذشته  بنا به دعوت مژگان بابامرندی رفتم به انتشارات کانون وکتاب را پیش  ازچاپ دیدم ؛ روایت لیلا قیطرانی  از شاهنامه را درتصاویرش خواندم ؛ زیبا بود و تحسین برانگیز؛ حیف که نمی توانم حتی یکی از تصاویر را دروبلاگم برایتان به نمایش بگذارم . چه  شکوه و عظمتی است درشاهنامه .درمقابل این عظمت  سرتعظیم فرود می آورم .

 

 شعری از تهمینه بخوانید :

 

 

غمی بی تاب

در سرتاسر تالار می روید

و تهمینه

ـنفس در سینه اش محبوس ـ

با سهراب

در آیینه می گوید :

که ـ نامردان به دنبال تو می گردند

چه خنجرهای نامریی

که رؤیا ـ مرگ  رگ های تو را در خویش پروردند ...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در شنبه دوم آذر 1392 و ساعت 17:50 |

 

بهارم ماه‌‌ فروردین نداره

  

 شب من خوشه ی پروین نداره

 

 

 

میون خیمه ها می گشت ومی خوند:

  

حسین من سر وبالین نداره

 

 

 

 

.........................................

 تقدیم به شهید کوچک عاشورا :

 

 تمام مادرانه های من برای تو

تمام مادرانه های من

برای گریه های آشنای تو

تو آن صدای تشنه ای

که در زمان و درمکان چکیده ای

و درخیال سبز آسمان

دویده ای

تو کهکشان شیری

زمین کربلایی و

تمام کودکان این جهان

به نام ماه

از اتفاق گاهواره ات

عبور می کنند

ودست های "یا حسین "(ع)

تو را در آسمان و در زمین

مرور می کنند

تو شعر کوچک قیامتی

حقیقتی که دست های ناگزیر عشق

در امتداد اشک های نینوا

حریر جسم تازه ی تو را

به زیر فرش خاک می برند

تو شعر کوچک قیامتی

حقیقتی که دست های هر فرشته ات

چکان چکان

به اوج عرش پاک می برند .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در دوشنبه سیزدهم آبان 1392 و ساعت 17:5 |

 

نمایش خشت خون در تناقض ابروها

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سودابه امینی در دوشنبه بیست و نهم مهر 1392 و ساعت 8:4 |

 برقصان مرا در شمشیر/بگذاربروید/درخون تازه‌ تو مرگی/که ریشه درتن هیچ مردی ندارد/مگرازشانه های تو/هرشب/ شب/که رنج من است/درتیزی عبور تو از کنار درختان/چه خون پاییزی /زرشکی کفش‌های تو را رنگ است.»

 

 

نگاهی به تناقض ابروها(بخش اول)

 

 

 

http://www.ettelaat.com/etiran/?p=20011

 

 

 نگاهی به تناقض ابروها(بخش دوم)

 

 

http://www.ettelaat.com/etiran/?cat=36

 

+ نوشته شده توسط سودابه امینی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 و ساعت 15:8 |


Powered By
BLOGFA.COM