خاکستر شهید سیاوش به دامنم
من چرخ می زنم وجهان تلخ می شود
در گوشه های همهمه ی گٌر گرفتنم
از عشق ناپدید تو توفان شنیده ام
با عشق ناپدید تو توفان به ماءمنم
بالی بزن که عطر سیاوش بیاوری
بالی بزن که عطر سیاوش...؟ نمی زنم
این جا قیامت است به وقت نگاه تو
وقت نگاه گرم توچون شعله روشنم
سودابه را به مهر سیاوش پریده ام
در لایه های کهنه ی این قصه ایمنم
با تو هزاره های پس از مرگ زنده ام
با تو هزار سال پس از... پیله می تنم
وقتی که پیله می تنم اندوه خویش را
آتش بزن به آیه ی تاریک خرمنم
من نقب می زنم به جهان های پیش ازاین
آواره ی هماره ی این کوی وبرزنم
لیلی وزید بر تب تندیس تشنه ام
این پر شکسته روح تو را تاب دیدنم...
بر روی آب می روم اکنون چو عارفان
این غم که عارفانه قدم می زند منم
****
یک دسته آینه چو کبوتر نشسته اند
بر گنبد طلا و...غزل های شیونم...
گل چیده ام به نام محمد(ص)به روز حشر
گل شد دقیقه های علی(ع) شعله چیدنم
از نام فاطمه(س) چه دقایق شنیده ام
اشراق آهوان تو را پر کشیدنم
معصومه (س)نام سبز جوانی ست کاشکی
معصومه(س) را به وقت قیامت شنیدنم
این سو وشون روح چه غوغای تازه ای ست؟!
در قم قیامتی ست که دل می پراکنم
****
این جاچه محشری ست به وقت نگاه تو
این جا چه محشری ست که تفسیر "دیدن" م
اینک فراز مردمک من نشسته ای
در این سفر که اشک چکیده به دامنم
۱۶/آبان/۱۳۸۸


